الوقت - در شرایطی که جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در وضعیت یک آتش بس شکننده به سر میبرد، نخست وزیر سابق قطر گفته است که این ایران بود که توانست از دل جنگ اخیر پیروز بیاید. «حمد بن جاسم آل ثانی» در مصاحبه با شبکه الجزیره در ارزیابی خود از اوضاع داخلی ایران گفته است که ایرانیها از جنگ برای توسعه قابلیتهای نظامی و فناوری خود سود خواهند بُرد، همانطور که کشورهای خلیج فارس نیز باید این کار را انجام دهند.
نخست وزیر سابق قطر که در برنامه «المقابله» شبکه الجزیره سخن میگفت، تاکید کرد که منطقه در حال تغییر ساختار اساسی است و آنچه امروز اتفاق میافتد صرفا یک بحران گذرا نیست، بلکه یک تغییر راهبردی است که میتواند خاورمیانه را برای دهههای آینده شکل دهد.
حمد بن جاسم کیست؟
حمد بن جاسم نخست وزیر پیشین قطر در حد فاصل سالهای 2007 تا 2013 است. او اکنون یک سیاستمدار بازنشسته 66 ساله است که براساس منابع عربی، در دورانی که سکان نخست وزیر قطر را در دست داشت، با شخصیت های مطرح انگلیس روابط اقتصادی و سیاسی گسترده و نزدیکی داشت و برنامه ریز سرمایه گذاری قطر در انگلیس بود . گفته شده که او اکنون در لندن اقامت دارد.
گفته شده است که حمد بن جاسم، در بهقدرت رسیدن هشتمین امیر قطر یعنی حمد بن خلیفه آل ثانی در سال ۱۹۹۵ نقش مهمی را ایفا نمود و مدتی نیز به عنوان مدیر عامل سازمان سرمایهگذاری قطر فعال بود. وی در تاریخ ۲۶ ژوئن ۲۰۱۳ یک روز پس از کنار رفتن داوطلبانه امیر سابق قطر حمد بن خلیفه آل ثانی، از سمت خود برکنار شد، اما به گفته بسیاری او همچنان یک شخصیت با نفوذ در خاندان امیری قطر به شمار میرود.
نیویورک تایمز حمد را یکی از ثروتمندترین افراد جهان معرفی کردهاست. کشتی بادبانی عظیم وی که ۱۳۳ متر طول دارد، هشتمین کشتی بادبانی عظیم دنیا به حساب میآید. روزنامههای خبری انگلیس وی را «مردی که لندن را خریدهاست» نامیدهاند. وی همچنین در زمینه اقتصادی فعالیتهای گسترده دارد و بهطور مثال نقش مؤثری در سازمان سرمایهگذاری قطر، مروارید قطر و هرودز ایفا میکند و صاحب چند شعبه از بانک لوکزامبورگ است.
با توجه به موقعیت سیاسی سابق او و ثروت اقتصادیاش، حمد بن جاسم همچنان یک چهره مهم در میان سیاستمداران عربی به شمار میرود.
8 محور مهم سخنان حمد بن جاسم در گفتگو با الجزیره
با نگاهی به سخنان نخست وزیر سابق قطر درباره نتایج جنگ علیه ایران، میتوان به 8 محور مهم درباره سخنان او اشاره داشت:
۱.ایران پس از جنگ قویتر شد:
ایران از جنگ اخیر برای تقویت توان نظامی و فناوری خود استفاده کرد.
نظام ایران پس از جنگ، از نظر سیاسی مستحکمتر ظاهر شد.
پروژه سرنگونی ایران با اقدام نظامی را «توهم» توصیف کرد.
۲.قدرت موشکی و بازدارندگی ایران:
بخش مهمی از توان موشکی ایران حفظ شده است.
ایران توان تحمل فشار و ادامه مقاومت در برابر آمریکا را دارد.
قدرت نظامی ایران را عامل اصلی بازدارندگی منطقه دانست.
۳.تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی تهران:
مهمترین دستاورد ایران پس از جنگ را تبدیل شدن تنگه هرمز به اهرم فشار جدید دانست.
تاکید کرد هرمز اکنون به نقطه کانونی بحرانهای جهانی تبدیل شده است.
هشدار داد مسئله هرمز خطرناکترین پیامد جنگ اخیر است.
۴.اشتباه آمریکا و اسرائیل در جنگ
نتانیاهو و جریانهای جنگطلب، آمریکا را به جنگ با ایران کشاندند.
ترامپ تصور میکرد جنگ کوتاه و سریع خواهد بود.
آمریکا در استفاده از زور علیه ایران دچار اشتباه محاسباتی شد.
۵. توان دیپلماسی ایران:
مذاکرهکنندگان ایرانی را دارای «درک عمیق» از طرف مقابل توصیف کرد.
گفت تصمیمگیری در ایران فردی نیست و نهادهای مختلف در آن نقش دارند.
ایران را دارای ساختار تصمیمگیری جمعی و منسجم دانست.
۶.ضرورت همکاری اعراب با ایران:
کشورهای خلیج فارس نمیتوانند از ایران جدا شوند.
خواستار بازنگری واقعی در روابط با تهران شد.
تاکید کرد گفتوگو با ایران باید به صورت جمعی و منطقهای انجام شود.
۷.هشدار درباره اختلافات عربی:
اختلافات داخلی کشورهای عربی خلیج فارس را بزرگترین خطر منطقه دانست.
پیشنهاد تشکیل ائتلاف دفاعی مشترک یا «ناتوی خلیج فارس» را مطرح کرد.
۸.ناامیدی از آمریکا:
گفت آمریکا دیگر مانند گذشته متعهد به امنیت خلیج فارس نیست.
تاکید کرد اولویت واشنگتن به سمت آسیا و مقابله با چین تغییر کرده است.
کشورهای عربی نسبت به حمایت نظامی آمریکا دچار تردید شدهاند.
قدرت موشکی و نظامی ایران
نه فقط نخست وزیر سابق قطر به قدرت ایران در جنگ و پس از جنگ آمریکا اذعان دارد، بلکه منابع غربی نیز متفق القول هستند که جنگ نتوانسته قدرت نظامی ایران را تضعیف کند. پیشتر نیز «رابرت کیگن» از جمله بنیانگذاران «نومحافظهکاری» و از طرفداران مداخله آمریکا در امور سایر کشورها، در مقالهای در نشریه آتلانتیک از واقعیتی تلخ برای آمریکاییان پرده برداشته است. او در این مقاله تصریح کرده که آمریکا در ایران «متحمل یک شکست کامل» شده است. وی تأکید کرده که شکستهای قبلی واشنگتن در جنگهایی مانند جنگ ویتنام یا در جنگ جهانی دوم، آسیب ماندگاری به جایگاه کلی آمریکا در جهان وارد نکرد، اما جنگ ایران با همه جنگهای پیشین متفاوت است.او شکست در ایران را «غیرقابل جبران» و «غیرقابل چشمپوشی» توصیف کرده است. کیگن تأکید کرده که «هیچ بازگشتی به وضعیت پیشین وجود نخواهد داشت، هیچ پیروزی نهاییای نمیتواند آسیب واردشده به آمریکا را جبران یا بر آن غلبه کند.»
هفته گذشته نیز وزیر انرژی آمریکا با اشاره به توقف طرح موسوم به «پروژه آزادی» در تنگه هرمز اذعان کرده بود که ایران در این آبراه راهبردی از توان و نفوذی برخوردار است که میتواند معادلات منطقه را تغییر دهد.
از سوی دیگر، «اسحاق بریک»، ژنرال ارشد رژیم صهیونیست هم در سخنانی تاکید کرده است که ما اصلاً نمیتوانیم در برابر ایران و جبههٔ مقاومت پیروز شویم... ما نه حزبالله، نه حماس و نه حتی ایران را شناختیم و نه توانستیم شکستشان بدهیم؛ ترامپ در برابر ایران عقبنشینی کرد و تسلیم شد!.
ناامیدی اعراب از آمریکا
بخش دیگری از اظهارات نخست وزیر پیشین قطر بر اتحاد و ائتلاف با ایران و در مقابل ناامیدی از اتحاد اعراب با آمریکا تاکید دارد. این که چرا نخست وزیر سابق قطر و به طور کلیتری اعراب از اتحاد با آمریکا ناامید شدهاند، میتواند ناشی از چند مسئله باشد:
بن بست آمریکا در جنگ: به نظر میرسد که یکی از مهمترین دلایل ناامیدی اعراب از اتحاد با آمریکا، بن بست فعلی واشنگتن در جنگ است. در این ارتباط نیز خبرگزاری بلومبرگ در گزارشی به نقل از منابع آگاه که خواستند نام آنها فاش نشود، نوشته است که با ادامه وضعیت جنگی میان آمریکا، (رژیم) اسرائیل و ایران و نبود یک استراتژی روشن از سوی دولت ترامپ، برخی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بهطور فزاینده نسبت به رویکرد ایالات متحده ناامید شده و ارزش میزبانی از پایگاههای آمریکایی را زیر سوال میبرند. گزارش بلومبرگ میافزاید: با توجه به تداوم حملات متقابل طرفهای درگیر در این جنگ، وضعیت کنونی تنگه هرمز و خسارات اقتصادی قابل توجهی که به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس وارد شده است، مقامهای این کشورها را نگران کرده که هر توافق احتمالی میان واشنگتن و تهران ممکن است مطالبات دفاعی و امنیتی آنها را پوشش ندهد.
چین جایگزین آمریکا: برخلاف آمریکا، اعراب نشان دادهاند که تمایل به چرخش به سوی چین دارند. ماه گذشته نیز گذشته یک هیئت اماراتی به رهبری ولیعهد ابوظبی، خالد بن محمد بن زاید آل نهیان به پکن سفر کرد که به گفته منابع آگاه، این دیدار شامل گفتوگوهای گسترده درباره همکاریهای انرژی، فناوری مالی و حتی مسائل ارزی بوده است. مقامات اماراتی به وال استریت ژورنال گزارش گفتهاند تصمیم دونالد ترامپ برای حمله به ایران، آنها را درگیر یک درگیری مخربی کرده است که حالا به خاطر کمبود دلار شاید مجبور شوند برای فروش نفت به یوآن چین روی بیاروند. از سوی دیگر، ولیعهد عربستان، محمد بن سلمان نیز سه هفته پیش طی تماس تلفنی با رئیس جمهور چین در مورد تنگه هرمز و موضوعات منطقه صحبت کرد. رئیس جمهور چین هم گفته است که پکن حامی حل مشکلات منطقه از راههای دیپلماتیک است. تحلیلگران منطقهای معتقدند، دیدار و گفتوگوهای اخیر را میتوان نتیجه عدم تامین امنیت آمریکا برای این کشورها در قبال سالهای تامین منافع واشنگتن در کشورهایشان در نظر گرفت. ضربات وارد شده به تاسیسات انرژی و زیرساختهای مالی و از طرفی اعتبار و امنیت سرمایهگذاری این کشورها در این مدت به شدت آسیب دیده است و می تواند انگیزهای برای تقویت همکاری با پکن باشد.
عدم مشورت آمریکا با اعراب در جنگ علیه ایران: پیشتر نیز دکتر هند الانصاری (Dr. Hind Al Ansari)، محقق سابق در مرکز مطالعات معاصر عرب دانشگاه جورجتاون در یادداشتی در میدل ایست آی ناامیدی کشورهای عربی خلیج فارس از ائتلاف با آمریکا را بررسی کرده و نتیجه گیری کرده بود که تقریبا بسیاری از دولتهای خلیج فارس از این بابت از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی نارضایتی دارند که واشنگتن پیش از آغاز جنگ هشدار به موقع به شرکای عرب خود در منطقه نداده بود، هشداری که میتوانست به آنها امکان دهد اقدامات دفاعی را همراه با شرکای آمریکایی خود پیش از جنگ آماده کنند، اما آغاز ناگهانی جنگ علیه ایران خیلی زود سرزمینهای عربی جنوب خلیج فارس را به آماج واکنش موشکی ایران در برابر حملات آمریکا تبدیل کرد و سران عرب متوجه شدند که آمریکا دیگر مانند گذشته اعراب را شرکای واقعی خود در منطقه به حساب نمیآورد.
